این دو روز گذشته چه خوب بود...

با دوستان کنار هم... خیلی زود گذشت...

چیزی که می مونه یه دفتره نوشته شده از خاطرهاست....علی خون سردم...مهدی(گوسفند)...رضا جونم...و حامد...

نوشته شده توسط H.H.R در چهارشنبه هجدهم آبان 1390 |
امشب هم گذشت  با دوستان قدیمی بعد از مدتها...

تو کافی شاپ نشستیم گپ میزنیم و از زندگی لذت می بریم

جای همتون خالی ...

نوشته شده توسط H.H.R در سه شنبه سوم آبان 1390 |
زندگی زیباست زندگی زیباست با خدا بودن زیباست با عشق زندگی کردن زیباست با عشق کار کردن زیباست .....

نوشته شده توسط H.H.R در پنجشنبه شانزدهم تیر 1390 |
من مثل ابر رهگذار می بارم از شب تا سحر ...

                                         دریا نمیگیره نشون از قطره های در به در...

نوشته شده توسط H.H.R در دوشنبه بیستم مهر 1388 |
بدون شرح.....نظرم کلن در مورد نوشته قبلی عوض شد....گاهی اوقات چیزهای کوچیک هم می تونه زیبا باشه ...مثله یه قلبه کوچیک که همیشه به یاده صورتیشه.....

نوشته شده توسط H.H.R در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 |
زندگی زیباست...عشق داشتن زیباست...هدف داشتن زیباست...دوست داشتن زیباست...تلاش کردن زیباست...پایان رسیدن زیباست...اما برای کی برای چی ....

نوشته شده توسط H.H.R در دوشنبه چهارم شهریور 1387 |

نوشته شده توسط H.H.R در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 |
پرستوی مهاجر می رود...ولی با خودش هزاران دل هزاران امید را می برد..

نوشته شده توسط H.H.R در یکشنبه نهم تیر 1387 |
۲۳ سال گذشت و باز زندگی صورتی از صفر شروع شد....

نوشته شده توسط H.H.R در سه شنبه هفتم خرداد 1387 |

نوشته شده توسط H.H.R در چهارشنبه یکم خرداد 1387 |